اولین برف سال

لحظات نادري در زندگي هست كه آدميزاد از زنده بودن لذت ميبرد. امشب براي من يكي از آن لحظات بود . از سونا برميگشتم . اولين برف امسال بر زمين ميباريد. دير وقت شب بود و برف به تدريج سطح خيابانها را ميپوشاند. بايد با احتياط ميراندي چون زمين لغزان است معمولا موقع اولين برف هنوز فرصت نكرده اند نمك را زمين بپاشند و زمين هنوز سرد و خشك است و برف بلافاصله روي آن يخ ميبندد.

سونا گرم و عالي بود. كسي نبود. دو روز مانده به كريسمس مردم فرصت ندارند به سونا بيايند. يكي دونفر ديگر بودند و بس . جكوزي را راه انداختم و توي آب نشستم و اولين كتاب را در دست گرفتم و مشغول خواندن شدم. اين كتاب كوتاهي است كه توسط يك فيلسوف در دانشگاه پرينستون در باره عشق و دلايل فلسفي عشق نوشته شده . بينابين خواندنش بلند ميشوم و به سوناي خشك يا تر ميروم و دوباره به جكوزي بر ميگردم . گاهي هم ميروم به اتاق تلوزيون و يك چاي گرم روسي كه عينا مثل چاي خودمان است سفارش ميدهم با شكر زياد و همراه نان ايراني كه آورده ام ميخورم، چاي داغ معطر شيرين با نان بربري خودمان ، آيا هيچ چيزي به اين خوشمزگي در دنيا پيدا ميشود، فكر نميكنم حتي منوي گرانترين رستورانهاي پاريس هم بتواند با اين تركيب رقابت كند. تلوزيون 24 ساعت به زبان روسي برنامه پخش ميكند. همه مشتريها و گردانندگان روس هستند و غير از زبان روس اينجا نميشنوي. من تنها خارجي هستم كه ميان اينها بر خورده ام . ولي نه گاه تك و توك بعضي مواقع كه اينجا بوده ام زبان عبري اسرائيلي هم شنيده ام . اينها يهوديهاي روس هستند كه به اسرائيل كوچيده و حالا فرار كرده اند و به اينجا امده اند ولي هنوز به عبري با هم صحبت ميكنند. صاحب سونا اهل آذربايجان است و عاشق صحبت با من. با هم به فارسي حرف ميزنيم. اجدادش حدود دويست سال پيش از بندر انزلي به آذربايجان روسيه كوچ ، يا فرار، كرده اند . يهود ي بوده اند و حكومت روس را به حكومت ايراني ترجيح داده اند. به قول خودش هنوز در خانواده شان در آذربايجان به گيلكي صحبت ميكنند و خيلي خوشش مي آيد با من فارسي صحبت كند البته به زحمت .

اينجا كه هستم ياد حمامهاي رم قديم مي افتم . بچه كه بودم ، در ايران ميخواندم كه رميها يك روز تمام در حمام ميگذراندند اصلا حاليم نميشد چرا. ميگفتم حتما اشكال داشته اند مگر آدم ميتواند يك روز تمام در حمام بگذراند. تصورم از حمام همان دوش و وان خودمان بود. تازه با اين سونا كه آشنا شدم فهميدم حق داشته اند، به خصوص در اين هواي سرد كه تا سي درجه زير صفر هم ميرسد واقعا آدم ميتواند ساعتها اينجا لنگر بيندازد و از جكوزي به سونا برود و بعد به استخر و بعد به رستوران و چايخانه و ماساژ بگيرد و كتاب بخواند و با دوستان صحبت كند.

البته من خلوت اينجا را ترچيح ميدهم . روزهاي هفته كسي نيست . مينشينم توي جكوزي و كتابم را ميخوانم . ولي بايد دائم مواظب باشم كتاب خيس نشود. امشب سه كتا ب را تما م ميكنم ، يك كتاب فلسفي، يك كتاب در مورد ويندوز اكس پي و يك كتاب آشپزي . كتابهاي نسبتا سهل و آساني هستند كه سريع ميشود خواند .

ساعت يازده شب راه مي افتم به سمت خانه . برف ميبار د و بايد با احتياط برانم . وقتي به پار كينگ ميرسم و ماشين را پارك ميكنم و مي آيم بيرون ، حيران به بارش برف مينگرم . اين از آن لحظات نادري است كه انسان از زنده بودن لذت ميبرد .فيزيك بدن بعد از ورزش و گرماي سونا در هماهنگي كامل است و در كرخي لذتبخشي كه پيام آور خوابي عميق است، سكوت مطلق، روشنايي و سفيدي و پاكي مطلق برف بر زمين و در آسمان . صداي ريزش ملايم برف را حس ميكنم و خرد شدن برف تازه را زير پوتينهايم ميشنوم . دانه هاي ريز برف آرام و بي صدا مثل دانه هاي كوچك الماس زير نور نورافكنها مي درخشند و بر زمين مي نشينند. مي ايستم و به اين همه شكوه و زيبايي مينگرم . آيا هرگز هيچ الماس واقعي ، حتي كوه نور خودمان، ميتواند با زيبايي اين دانه ها در اين لحظه رقابت كند. هرگز، هر گز . در اين لحظات كوتاه كه مثل برق مي آيد و ميرود ميفهميم چرا زنده هستيم . تمام ارزش زنده بودن به همين لحظات زيبا و گذران زندگي است و بس . شايد… شايددرك يك لحظه از اين سكوت مطلق، از اين زيبايي ، از اين آرامش بتواند مرا، انسانيت را، از شرمندگي انسان بودن ، از شرمندگي همنوع چنگيز و هيتلر و راكفلر بودن، از شرمندگي آشويتس و گولاگ نجات دهد. شايد…. ايكاش همه قدر اين لحظات را ميداشتيم؛ كه ارزش زيستن كوتاه مدت ما در اين جهان پهناور فقط به اين لحظات است و بس.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s